All in all is just
another brick in the wall !
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم بهمن 1390ساعت 20:54  توسط _
|
امروز یک حال اساسی کردم
خیلی خوب بود
پ.ن/ فعلا از خط و خطوط ادبی میام بیرون ، تازگی کتاب نخوندم !
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم بهمن 1390ساعت 20:0  توسط _
|
یک چیزی در ذات من نیست!
با برنامه زندگی کردن !
+ نوشته شده در شنبه یکم بهمن 1390ساعت 21:45  توسط _
|
این تخمه هم مکافاتی شده برا ما

میشینی پاش تا تموم نشه که دیگه نمیشه ولش کرد
:-؟؟
+ نوشته شده در شنبه یکم بهمن 1390ساعت 21:41  توسط _
|
شما هم با شنیدن موسیقی ای که شما رو به دوران کودکی تون میبره به وجد می آیید آیا ؟!
Gipsy kings - montana
Julio Iglesias - and I love her
+ نوشته شده در جمعه سی ام دی 1390ساعت 19:29  توسط _
|
بخند ... الان که می تونی بخندی بخند ،
در انتظارت هستن اون روزایی که واقعا نمیشه خندید !
الان به جبران تمام روزایی که لبخند نزدی و گه زدی به حال خودتو بقیه
بخند
مرگ من بخند

+ نوشته شده در جمعه سی ام دی 1390ساعت 19:8  توسط _
|
دنیا کثیف است دوست من
من دارم بهت میگم !
+ نوشته شده در جمعه سی ام دی 1390ساعت 19:0  توسط _
|
واقعا فکر می کنی نیاز به تکرار هست ؟
سکوت سرشار از سخنان ناگفته س و این صحبتا
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت 21:48  توسط _
|
there's noWay I'm gonna let go
there noway... because its my show
I'm hanging on, for a little while
I wont go down easy!
THat's not my style
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم دی 1390ساعت 21:44  توسط _
|
خری اگه دانلودش نکنی!!!
آدرسش ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم دی 1390ساعت 21:37  توسط _
|
دوست داشتن با فاصله و نرسیدن تعریف میشود ؟
نمی شود !؟؟
چرا چیزهایی که بهشان نمیرسم را عاشقانه دوست دارم ، اما اگر رسیدم دیگر عاشقانه ها برایم بی معنی میشوند ؟
مشکل از من است آیا ؟!؟!؟
:-؟؟
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم دی 1390ساعت 14:53  توسط _
|
ای ظلمت شب با من بیچاره بساز ...
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم دی 1390ساعت 14:46  توسط _
|
و سکوت سرشار از سخنان نا گفته است
از حرکات ناکرده
اعتراف به عشق های پنهان
و شگفتی های بر زبان نیامده
+ نوشته شده در شنبه سوم دی 1390ساعت 20:28  توسط _
|
Someone told me there is a girl out there
love is in her eyes
and a flower in her hair
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آذر 1390ساعت 22:40  توسط _
|
من با خاطراتم زندگی می کنم
با تمام لحظه های خوشی که این روزها به یاد آوردنشان هم برایم سخت شده
همین فاصله هاست که تپش قلبم را تند تر می کند
و همین خاطره هاست که لبخندی تلخ را به گوشه ی لبانم می آورد
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آذر 1390ساعت 12:49  توسط _
|